مطهر بن طاهر المقدسي ( المنسوب إلى أحمد بن سهل البلخي ) ( مترجم : محمد رضا شفيعى كدكنى )
391
البدء والتاريخ ( آفرينش وتاريخ ) ( فارسى )
ابداع خورشيد و قرار دادن آن در مسير هميشگيش سختتر نيست . همچنين طلوع خورشيد از مغربش ، شگفتآورتر از نابودى و محو صورت آن و گرفته شدن روشنايى آن و نابود كردن مسير آن نيست . اينها همه ، چيزهايى است كه دلايل بسيار بر جواز آن قائم است ، دلايلى از حلول آفات و بلايا در آنها . گذشته از اينها ، جهان يكسره فانى است و پس از بودن نابود شدنى . گروهى از آنان ، كه حدوث جهان و نابودى آن را منكرند ، برآنند كه معناى طلوع خورشيد از مغرب اين است كه پادشاهى ظهور خواهد كرد و بر زمين چيره خواهد گشت و هر سلطانى در برابر او مقهور خواهد گرديد . و اينكه خداى ، به گونهاى و به سببى ، نيرويى در يكى از مردمان بيافريند و در عمر و توان او قرار دهد كه همهء مشارق و مغارب زمين در دسترس او باشد و همهء اهل زمين فرمانبردار او شوند و حكم و امر او ، بر آنها جريان يابد . چيزى است كه خردها آن را بر خداى روا نمىدارند . و يك انسان - هر چه عمرش دراز گردد و روزگارش طولانى شود - همه جهان را نتواند كه پى سير كند ، نيمى از آن را نيز نتواند و پارهاى از آن را نيز . و آنچه در مورد پادشاهان گذشته ياد كردهاند كه بر زمين فرمانروا شدهاند . خبرى بيش نيست و در مورد سليمان ( ع ) نيز معجزهاى است كه خصم ما در اين مسئله آن را روا نمىدارد . پس اكنون كه آنچه ياد كرديم باطل شد ، واجب آمد كه گفته شود طلوع خورشيد از مغرب ، همانند طلوع آن است از مشرق . و اگر انكار شود ، از براى اثبات آن ، از جهت و راه خودش بايد سخن گفت . و اين چيزى است كه در قلمرو صدق انبيا قرار دارد . حال اگر خصم بگويد كه اين امر ، و آنچه بدان ماند ، بيرون از حوزهء عادت است ، بناچار او را بايد به مسئلهء ايجاد اين امور كشانيد و آنچه بدينها ماند ، و مجانستى با اينها ندارد ، و بيرون از عادت است تا بدين گونه اعتقاد او به تعطيل و الحاد آشكار شود . بحث را به اثبات بارى و حدوث جهان بايد كشانيد . و از همين روى ، من ، پيوسته در سراسر كتاب بر استاد كردن بر اين مسئله و در ذهن داشتن آن را شرط كردم ، زيرا قاعدهء استوار و عمدهاى است كه وثوق و اعتماد بر آن است . امّا دابّه ، اين اسمى است كه بر هر جنبندهاى از انواع حيوان و انسان و درنده و چارپاى و پرنده و حشرات ، اطلاق مىشود و خداى تعالى گويد : « و خداى آفريد هر جنبندهاى را از آب ، از ايشان هستند كه مىروند بر شكم خويش و از ايشان هستند كه مىروند بر دو پاى و از ايشان هستند كه مىروند بر چهار پاى . » ( 24 : 45 ) و گفت : « و نيست هيچ جنبندهاى در زمين كه نه بر خداى است روزى او . » ( 11 : 6 ) و گفت : « بدرستى كه بدترين جنبندگان به نزديك خداى آن كران و گنگاناند آنها كه به كار نبندند خرد را . » ( 8 : 22 ) و در اين مورد جز مردمان را به گونهاى ويژه ، مورد نظر نداشته است . اگر